خاطرات دوست داشتنی کیان

خانه بازي پي تي كو

سلام عشششششقم امروز٢٢/١/٩٧؛كه باهم رفته بوديم خونه پي تي كو خيلي بهت خوش گذشت وچند تا هم دوست پيدا كردي نفسسسسسم الهي عاقبت به خير شي...
29 فروردين 1397

رفتن كيان جوني به مهد كودك پيش يك

سلام نفس مامان ميخوام يه كم از مهد كودك رفتنت برات بنويسم ٤سالت كه تموم شد جون نيمه أولي بودي بايد ميرفتي مهد كه بهش ميگن پيش يك يه روز با هم رفتيم اسمتو نوشتم محيط مهد بهت نشون دادم اصلا خوشت نيومد ولي عاشق خريد كردني وقتي قول خريد كيف ودفتر وچيزاي ديگه رو بهت دادم قبول كردي خلاصه همه لوازم برات گرفتيم وچشم روهم گذاشتيم شد١/٧/٩٦ حاضر شديم تو وداداشي محمد قران بوسيدين بعدش محمد رفت وبعدهم من وتو گريه نكردي تا اينجاي كار همه چي خوب بود جلوي مهد كه رسيديم از ماشين پياده نشدي خلاصه بازور اومدي پايين براتون جشن گرفته بودن جلوي در مهد هم فكر كنم عروسك جناب خان بود كه به همه بچه ها دست ميدادخوش امد ميگفت اما تو محكم دست منو چسبيده بودي گر...
29 فروردين 1397

علت تاخير خاطرات كيان جوني

سلام پسر قشنگم مرد كوچولوم خيلي خوشحالم كه اين ربات ني ني وبلاگ توسط يكي از دوستام سميه جون بهم معرفي شد تا بتونم خاطرات وعكس هاي خوشگلتو برات به يادگار بگذارم فقط ببخشيد ماماني كه دير شروع كردم يعني زودتر نشد ماماني خوش قدم بودنت كار دستم داد وحال روزم خراب خراب بود عسلم وقصه من وتو اززماني شروع شد كه فهميدم باردارم يعني ٣٠/١١/٩١خوب خيلي خوشحال شديم من وبابا ومحمد حالا ميدونستم يه موجود كوچولو دوماهه تو وجودم وداره رشد ميكنه هر چي از خوشحالي بابا ومحمد برات بگم كم گفتم مثل گل منو بو ميكردند خيلي لذت بخش بود وحال منم خيلي خيلي بد بود اما اصلا مهم نبود چون ميدونستم دوران ويار هم تموم ميشه با همه سختي هاش ومن هرروز اسفند برا...
29 فروردين 1397

شيرين كاريهاي كيان جوني تا ٤سالگي

سلام نفس يكي از شيرين كاريات كه من وبابا عاشقش بوديم غذا خوردنت بود گل خوشگلم قربون خنده هات بشه مامان كيانم فداي چشاي قشنگت بشم اين حالتت خيلي باحال بود دستت مياوردي بالا ميخواستي انگشتت بگيري نميتونستي تعادل بين چشمات وانگشتت برقرار كني قيافت خيلي باحال ميشد ماماني وعاشق اين بودي كه كفشهاي من وبابا حميد بپوشي كلاه تكواندو محمد بپوشي ومثل من موقع نماز چادر وروسري بپوشي قننننننند عسسسسسسسل اينجا هم برامون موشو كردي [img:AgADBAADmKwxG2nroFLP6PmwTB9TiwRBNBoABEFDO3fJST1pTmMCAAEC] ...
27 فروردين 1397

واكسن وقدووزن كيان جوني

سلام پسر گلم نفس ماماني اينم از كارت واكسنت ياداوري اون روزها خيلي سخت بخصوص از دوماهگي به اون طرف چون كاملا متوجه ميشدي وقتي وارد محيط درمانگاه ميشديم ميزدي زير گريه باورش برا خودم سخت بود ميگفتم مگه ميشه يادش مونده باشه ولي خوب تو باهوشك من بودي به محض ورود به درمانگاه گريه ميكردي وخيلي هم حالت بد ميشد وتب ميكردي وتا چند روز دست وپات تكون نميدادي وتنها واكسني كه خيلي خوب بود وتب نكردي يكسالگي بود وچه خوب وچه بد كه همه واكسنهاتو زدي وفقط ٦سالگيت مونده كه اونم هنوز وقتش نرسيده اره قند عسلم خوب هر وقت واكسن داشتي قدووزن هـم ميشدي ماه هاي اول خيلي خوب وزن ميگرفتي تا يكسالگي اما بعد از يكسالگي ديگه لب به غذا كمكي نميزدي وفقط...
27 فروردين 1397

عكسهاي كيان جوني از بدوتولد تا ده روزگي

سلام نفس مامان اين عكسهااز بدو تولد تا ده روزگيت ميبيني ماماني چقد پشمالو بودي من اينقد غصه ميخوردم كه چرا موهات زياده اخه روي صورت وگوش وبدنت پر مو بود الانم پشمالو هستي ولي نه به اون شدت فسقل مامان عاشششششششقتم همه ي دنيامييين تو داداشي...
26 فروردين 1397

پیک نیک 97/1/24

  سلام شيطونك مامان امروز٢٤/١/٩٧با عزيز وبابا بزرگ رفتيم براي پيكنيك به ابسيج جاي خيلي با صفايي بود يعني يه دفعه اي شد ساعت ده تصميم گرفتيم كه بريم من برا ناهار سبزي پلو با ماهي برداشتم عزيزم گفت ابگوشت درست كرده خلاصه ابگوشتم برداشتيم ورفتيم زحمت سبزي پلو با ماهي داداشي محمد كشيد ودرست كرد ابگوشتم كه روبراه بود تو هم كه كلي اونجا باگوسفندا وسگهاي گله حال كردي وخوش گذروندي ويه روز خوب براي ٦ نفرمون رقم خورد.                                       وت...
24 فروردين 1397