كيان جونكيان جون، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

خاطرات دوست داشتنی کیان

دندون درد كيان جوني

سلام عزيز دل مامان پسر شجاع وقوي من تقريبا يك هفته پيش كه از مهد اومدي خونه بهم گفتي كه دندونت درد ميكنه منم دندونت نگاه كردم ديدم يه لك كوچولو سياه رو دوتا از دندونات افتاده ويه كم هم دندونت درد ميكرد بخصوص وقتي بستني ميخوردي اخه عاشق بستني وتقريبا هرروز ميخوري خلاصه اينكه من خودم خيييييلي از دندون درد اصلا از رفتن پيش دندون پزشك ميترسم اما اصلا به رو خودم نياوردم وبه تو گفتم كه بايد بريم دكتر تا دندونت خوب بشه وخييييييلي برام جالب بود تو خييييييلي خوب استقبال كردي انگار ميخواستيم بريم مهموني شايد هم برات جالب بود چون اولين بار بود كه ميخواستيم بريم پيش دندون پزشك خلاصه ديروز ١٩/١٢/٩٧رفتيم پيش دكتر كودكان خيييييلي خوب همكاري كردي...
20 اسفند 1397

زمستان ١٣٩٧

عزيز دل مامان حاضر شده بود كه بره سمنان پيش خاله جونش اينجا هم گل پسر مامان كاردستي درست كرده بود برا دهه فجر اينم از نقاشي ها كاردستي كه توخونه برام درست كردي اينم عكسهاي شب بله برون مهدي عمو ١١/١١/٩٧كه تو اصلا دلت نميخواست بيايي واز اول تا اخر مجلس از كنار من تكون نخوردي ونگذاشتي منم از جام تكون بخورم وبه عروس دوما تبريك بگم☹️☹️ حالا خوب پسر عموي بابا بود ووقتي مادر جون بهت ميگفت منم عروسي پسر عموت اخم ميكنم بهش ميگفتي خوب من كه اصلا عمو ندارم كه پسر داشته باشه ومادر جونم گفت من حريف زبون كيان نميشم 😂😂😂 اينجا هم زورو شده بودي ...
13 اسفند 1397

يلدا ١٣٩٧

سلام عزيز دل مامان يلدات مبارك پسر قشنگم اين عكسها مربوط به مهدت كه روز چهارشنبه برگزار شده بود وبه تو خيلي خوش گذشت ه بود وكلي حال كرده بودي واين عكسها هم برا روز جمعه ٩٧/٩/٣٠كه خونه عزيز وبابابزرگ بوديم كه تو با اشكان وشايگان كلي بازي كردي فقط اينكه هنوز هم از صداي بلند ظبط مي ترسي ومن نميدونم بااين ترست چيكار كنم وموقعي كه ظبط روشن كرده بودن من وتو توي يه اتاق ديگه نشسته بوديم وبا كلي صحبت كردن باهات راضي شدي كه ماهم بريم پيش بقيه البته خييييلي بهتر شدي كه اميدوارم بهتر از اين بشي تا بتونم برات يه جشن تولد خوب بگيرم انشاالله وامسال هم شب يلدا با تمام بل...
1 دی 1397

آذر ١٣٩٧

كيان مامان اينم از هنرنمايي هات عاشق سفالگري هستي وشكلهايي كه ميسازي با ذوق بهم نشون ميدي وقتي حلزون درست كرده بودي گفتي بزاريم تو باغچه وهمين كار وكرديم ووقتي از مهد بر ميگشتي اول به حلزونت سر ميزدي عزيز دل مامان هر چقدر كه تو خونه شيطوني ميكني اما تو مهدت مربيت خييييلي ازت راضي وميگه از بهترين شاگرداش هستي وبازم خدا روشكر ميكنم بخاطر وجودت عزيز دل مامان اينم از عكسهاي يه بعدازظهر پاييزي كه كلي بهت خوش گذشته بود وبا توجه به تاريك وسرد شدن هوا تقريبا با زور اورديمت خونه وحسابي بازي كردي وحال كردي عزيز دلم 😘😘❤️❤️ وعمه جون مريم كلي بهت حال ميداد وكلي باهات با...
15 آذر 1397

٢٦ابان ماه مصادف با امامت امام زمان (عج)

نفس مامان امروز تو مهدتون به مناسبت امامت امام زمان جشن گرفته بودن واين گل خوشگل كه مثل خودت بهتون هديه داده بودن وامروز كلي بهتون خوش گذشته بود بخصوص كه غذاي گرمشون هم ماكاراني بود وتو كلي حال كرده بودي وبهم ميگفتي خيلي خوشمزه بود فقط گوشتش خيلي كم بود حالا نميدونم شايدم خيلي گوشتشو ريز كرده بودن قاطي ماكاراني ها شده ديده نميشه ومن كلي به حرف تو خنديدم وتو با تعجب بهم ميگفتي چرا ميخندي قربون بشم مامان جان عاشق حرف زدنتم انشاالله امام زمان نگهدار همه ي بچه هاي دنيا باشه نگهداروحافظ شما دوتا گل خوشگل منم باشه الهي امين ...
26 آبان 1397

ابان ٩٧

سلام پسر گلم ببخشيد كه من ديربه دير خاطراتتو برات مينويسم عزيز دل مامان اينقد شيطون شدي كه نميدونم از كدومش برات بگم يعني مدام مثل لاكپشتهاي نينجا از درو ديوار بالا ميري اما با همه شيطونيهات عزيز دل من وبابا هستي راستي اينم بگم عاشق كاردستي درست كردني وهمچنين زيراب داداش محمد وزدن هرچند كه من اخمام ميگيرم ويه كوچلو دعوات ميكنم اما خدايش كلي تو دلم به كارت ميخندم وخدا روبخاطر داشتنت هزاران بار شكر ميكنم گل خوشگلم اينارو با سفال درست كردي البته تومهدتون اينم عكسهاي بود كه مادر جون برا شهادت امام حسن مجتبي(ع)نظري داشت كه تو از تو به زور عكس گرفتم كلي هم غرغر كردي نفس مامان اينجا هم تولد بابا جون ...
25 آبان 1397

پيش دو كيان جون ١/٧/٩٧

كيان مامان سلام رفتنت به پيش دو بهت تبريك ميگم عزيز دلم امسال پسرم خيييييلي اقا شده بود شب زود خوابيدي صبح زودبيدارشد وبدون غرغر كردن حاضر شد وقرآن بوس كرد ومثل يه دسته گل رفتيم پيش دبستاني واونجا هم برخلاف پارسال كه همش جيغ زدي وگريه كردي ازم خداحافظي كردي ورفتي داخل مهد ومن از خوشحالي داشتم بال در مياوردم واصلا باورم نميشد والانم كه ٥مهرماه هرشب زود ميخوابي وصبح هم تا صدات ميكنم خيلي زود بيدار ميشي خلاصه اينكه هرچي پارسال اذيت كردي امسال جبران كردي وخداروشكر ميكنم بخاطر داشتن تو داداشي الهي عمر پر بركت وبا عزت داشته باشين وعاقبت بخير بشين الهي امين ...
5 مهر 1397

محرم ١٣٩٧

سلام پسر مامان ،نفسم نميدونم چرا زمان اينقد داره زود ميگذره چشم روهم گذاشتيم دهه محرم هم تموم شد وامروز پانزدهم محرم اصلا باورم نميشه كه شش ماه از سال هم گذشته فقط اينقد ميدونم كه بايد قدر لحظه لحظه هارو بدونيم وزندگي كنيم روزگار ما ادمها يه جور نيست به نظر من كه اصلا تكراري هم نيست امروزمون كه بگذره گذشته ورفته چه خوب چه بد بالاخره ميگذره مهم اينه كه ما محكم باشيم ودرست زندگي كنيم واز درسهايي كه روزگار بهمون ميده عبرت بگيرم ومواظب قدمهايي كه بر ميداريم باشيم چون دنيا خيلي گرد ماماني وادمها زود به هم ميرسن سرت درد نيارم چشم قشنگم سعي ميكنم كه مطالبم هميشه كوتاه باشه وتقريبا مهمترين هارو برات بنويسم وهمينطور خاطرات خوش وانشاالله كه ام...
3 مهر 1397

سفر ٣/٦/٩٧تا١١/٦/٩٧

سلام پسر گل مامان اين عكس اغاز سفر ده روزمون كه همراه يكي از دوستاي خوبمون رفته بوديم كه اونا هم يه پسر شيطون مثل خودت داشتند وچون صبح زود بيدارت كرديم خيلي سرحال بلند شدي وخيلي طول نكشيد كه دوباره تو ماشين خوابت برد وفكر كنم ساعت ده ونيم هم برا صبحانه پياده شديم تو بيدار شدي آلبته تو مثل هميشه روزه اي صبحانه نخوردي فقط تو پارسا شيطوني ميكردين اينجاهم همدان بود كه تقريبا ساعت ١٨رسيديم كه كلي عكس گرفتيم ويه سگ كوچولو تو همين محوطه بود كه خيلي بامزه بود واصلا نميگذاشت عكس بگيريم من كه خيلي ميترسيدم اما تو پارسا اصلا تازه دنبال سگ هم ميكردين وبعداز كمي استراحت رفتيم ارامگاه بابا طاهر اينم عكسهايي كه اونجا گرفتيم...
23 شهريور 1397

تولد گل پسرا ١٨و١٩شهريور ٩٧

پسرم،محمدم تولدت را در حالي تبريك مي گويم كه به تو دلگرمم به تويي كه براي خودت مردي شدي وشمع هاي تولدت را باغرور وسربلندي فوت ميكني .هزاران هزار روز را مانند امروزرابرايت ارزو دارم دوستت دارم عزيز دل مامان .❤️❤️❤️😘😘 جگر گوشه ام كيانم مرد كوچك امروزوبزرگ مرد فردا امروزروز تولد توست به وجودت افتخار مي كنم وهزاران هزار روز مانند امروزرا برايت ارزو دارم دوستت دارم عزيز دلم❤️❤️😘😘 خداروشكر ميكنم كه عمري به دنيا داشتيم و توانستيم باز هم تولد شما دو تا گل خوشگلم را خيلي ساده برگزار كنيم وخداراشاكرم بابت خانواده هاي خوبي كه داريم امسال هم مثل سالهاي گذشت ه عزيز وبابا بزرگ مادر جون وعمه مريم خاله مريم زندايي ها ودايي ها وسانازي تولدت...
19 شهريور 1397